حوا
حوا مادر جمیعِ زندگان | |
|---|---|
«تابلوی آدم و حوّا» اثر آلبرشت دورر. | |
| زادهٔ | |
| دوران | پیشاطوفانی |
| همسر | آدم |
| فرزندان | |
حَوّا (به عبری: חַוָּה) بر اساس دومین اسطورهٔ آفرینش در سفر پیدایش در تورات، اولین زن، دومین انسان آفریدهشده توسط یهوه و همسر آدم بود. این داستان با یافتههای علمی در تضاد است زیرا نسل بشر به یک زن و شوهر واحد نمیرسد. پیروان ادیان ابراهیمی، شامل یهودیان، مسیحیان و مسلمانان، حوا را اولین زن محسوب میکنند.
سفر پیدایش حاوی دو روایت آفرینش متضاد است؛ در قصهٔ اول زن و مرد همزمان خلق میشوند و اثری از حوا نیست. در روایت دوم، «یهوه الوهیم» آدم را میآفریند تا نگهبان باغ عدن باشد اما آدم نمیتواند میان حیوانات باغ برای خود همنشینی بیابد و در نتیجه، یهوه الوهیم از دندهٔ او حوا را خلق میکند. خدا به آدم و حوا اجازه داده بود از میوهٔ همهٔ درختان باغ بخورند، غیر از میوهٔ درخت معرفت؛ زیرا به آنها گفته بود میتواند باعث مرگشان شود. در ادامه، مار به زن اطلاع میدهد خوردن از میوهٔ آن درخت باعث مرگشان نخواهد شد، بلکه چشمانشان را باز خواهد کرد و مانند یهوه الوهیم به نیک و بد آگاه خواهند شد. زن از میوهٔ درخت خورد و به آدم هم داد؛ چشمان آدم و زن باز شد و فهمیدند که لخت هستند. پس با برگ درخت انجیر خود را پوشاندند. آنها همچنین دریافتند که از حدود تعیینشده تجاوز کردهاند و به همین دلیل، زمانیکه آواز خدا را شنیدند، پنهان شدند. یهوه الوهیم از آنان پرسید «کجا هستید؟» و آدم پاسخ داد «پنهان شدیم، چون لختیم.» خدا از این جواب متوجه شد از میوهٔ درخت معرفت خوردهاند. نتیجتاً، آدم، زن و مار را نفرین کرد؛ نفرین زن تابعیت از شوهر و درد زایمان بود و نوادگان زن و مار تا ابد دشمن شدند. خدا همچنین گفت «حال، آدم هم یکی از ما شده است.» پس از ترس اینکه مبادا آنها از میوهٔ درخت حیات هم بخورند و جاویدان شوند، از باغ عدن بیرونشان کرد و به زمین فرستادشان. در زمین، آدم زن را حوا (زندگی) نامید، با او آمیزش کرد و آنان صاحب فرزندانی به نام قائن، هابیل و شیث شدند. به سرانجام آدم و حوا اشارهای نشده است.
در زبان سومری، «دنده» و «زندگی» جناس هستند و آفرینش زن از دندهٔ آدم، ریشهٔ سومری داستان را نشان میدهد. در واقع در شکلگیری این داستان از مطالب دیگر افسانههای آفرینشی که در خاورمیانهٔ باستان رایج بودند، مانند داستانهای بینالنهرینی و مصری، استفاده شده است؛ با این حال، افسانهٔ آفرینش اسرائیلی جهانبینی متفاوتی دارد. به گفتهٔ رزنبرگ، برخلاف تفسیرهای دینی، داستان نافرمانی حوا و آدم در واقع صعود ناتمام بشر به خدایی است، نه روایت هبوط. در علم ژنتیک نزدیکترین نیای مشترک مادری اصطلاحاً «حوای میتوکندریایی» نام داده شده که البته هیچ ارتباطی با حوای ادیان ابراهیمی ندارد و یکی از هزاران زن زمانهٔ خودش بوده است. در مسیحیت به مریم «حوای جدید» میگویند. همچنین تضاد با یافتههای علمی باعث شده برخی مسیحیان به خوانش استعاری از این داستان گرایش پیدا کنند و آن را واقعی ندانند. قرآن به نام همسر آدم اشارهای نکرده اما نویسندگان مسلمان نامش را حوا ذکر کردهاند و در منابعی چون قصص الانبیاء جزئیات بیشتری هم به سرگذشت او افزودهاند. در قصهٔ قرآنی، ابلیس است که آدم و همسرش را وسوسه میکند.
ریشهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]نام حوا در عبری به صورت «חַוָּה» (حَوّاه) نوشته میشود. در کتاب پیدایش، نام او با واژهٔ عبریِ «חַי» (حایاه، «زنده») و عبارت «مادر همهٔ زندگان» پیوند داده شده است؛ ازاینرو، معنای «زنده» یا «زندگیبخش» برای آن پیشنهاد شده است. این ارتباط در پیدایش ۳:۲۰ بر پایهٔ نوعی بازی واژگانی میان نام «حَوّاه» و واژههای مربوط به «زندگی» شکل گرفته است. بااینحال، دربارهٔ ریشهٔ دقیق نام حوا اتفاق نظر وجود ندارد و برخی پژوهشگران آن را یک صورت کهن یا نامی وامگرفته میدانند که بعدها با واژهٔ «زندگی» در متن پیدایش پیوند داده شده است.[۱][۲]
نام حَوّاه همچنین با واژههای سامیِ مربوط به «مار» مقایسه شده است. در آرامی، واژهٔ حَوَه یا حِوْیاأ به معنای «مار» یا «افعی» است و شباهت آوایی آن با حَوّاه از دوران باستان مورد توجه مفسران قرار گرفته است. در پیدایش رباه ۲۰:۱۱ نیز از این شباهت در یک بازی واژگانی برای تفسیر رابطهٔ حوا و مار استفاده شده است. بااینحال، این شباهت بهتنهایی اثباتکنندهٔ خاستگاه مشترک این دو واژه نیست و ارتباط ریشهشناختی حَوّاه با واژهٔ «مار» همچنان محل بحث است.[۳][۴]
برخی پژوهشهای قدیمیتر نیز نام حَوّاه را با ایزدبانوی هوری، هپات، مقایسه کردهاند و در این زمینه به شواهد مربوط به پرستش هپات در شام در عصر برنز متأخر توجه کردهاند. بااینحال، این مقایسه یک فرضیهٔ ریشهشناختی و تطبیقی است و ارتباط مستقیم میان نام حوا و هپات اثباتشده نیست.[۵]
روایت کتاب مقدس
[ویرایش | اشتراکگذاری]پیشزمینه
[ویرایش | اشتراکگذاری]
در آغاز سفر پیدایش دو روایت آفرینش در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. روایت نخست در باب اول و ابتدای باب دوم قرار دارد؛ خدا انسان را در روز ششم، پس از آفرینش دیگر موجودات، به صورت «مرد و زن» میآفریند. این روایت سپس با پایان ششمین روز و آغاز روز هفتم به پایان میرسد؛ در روز هفتم، خدا از کار آفرینش خود دست میکشد و آن روز را برکت میدهد. در این روایت، داستان مستقلی دربارهٔ آدم و حوا وجود ندارد.[۶] روایت دوم که از ادامهٔ باب دوم آغاز میشود و تا پایان باب سوم ادامه دارد و بر آفرینش انسان، باغ عدن، زن و رابطهٔ میان انسان و خدا تمرکز میکند. در این روایت، پیش از آنکه گیاهان زراعیِ توصیفشده در متن بر زمین پدید آیند، انسانی وجود نداشت که زمین را کشت کند. سپس یهوه الوهیم انسان را از «غبار زمین» شکل میدهد و در بینی او «نَفَس زندگی» میدمد و انسان به موجودی زنده تبدیل میشود.[۷] پژوهش تاریخی-انتقادی این دو بخش را از نظر سبک، واژگان و ترتیب رویدادها متمایز میداند و دربارهٔ منشأ و رابطهٔ آنها با یکدیگر دیدگاههای گوناگونی وجود دارد.[۸][۷]
سفر پیدایش نخستین کتاب تورات و نخستین کتاب تنخ و عهد عتیق در سنت مسیحی است. تاریخ شکلگیری متن نهایی پیدایش محل بحث است. دیدگاهی رایج در پژوهش کتاب مقدس، بخش مهمی از فرایند تدوین و شکلگیری نهایی پیدایش را به دورهٔ تبعید و پس از آن، بهویژه دورهٔ هخامنشی، مرتبط میکند؛ بااینحال، برخی پژوهشگران برای بخشهایی از پیدایش ۱ تا ۱۱ تاریخ متأخرتری، در دورهٔ هلنیستی، پیشنهاد کردهاند. بنابراین نمیتوان تاریخ کل سفر پیدایش را به یک دورهٔ واحد نسبت داد.[۹][۱۰]
باغ عدن
[ویرایش | اشتراکگذاری]آدم در میان جانورانی که یهوه الوهیم نزد او آورده بود، همنشینی مناسب برای خود نیافت. سپس یهوه الوهیم آدم را به خواب عمیقی فرو برد و از یکی از پهلوهای او زن را آفرید. آدم پس از دیدن زن گفت: «این است اکنون استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتهایم.» سپس راوی میافزاید که به همین دلیل مرد، پدر و مادر خود را ترک میکند و به همسرش میپیوندد و آن دو «یک تن» میشوند.[۷][۱۱] در متن عبری، واژهای که در این بخش معمولاً «دنده» ترجمه میشود، میتواند به معنای «پهلو» یا «جانب» نیز باشد. برخی پژوهشگران میان این روایت و اسطورهٔ سومری «اِنکی و نینهورساگ» مقایسه کردهاند. در آن اسطوره، ایزدبانویی به نام «نینتی» برای درمان دندهٔ اِنکی پدید میآید. در زبان سومری، واژهٔ «تی» در ترکیبهای مختلف با مفاهیم «دنده» و «زندگی» ارتباط دارد؛ ازاینرو، نام نینتی میتواند هم به صورت «بانوی دنده» و هم «بانوی زندگی» فهمیده شود. برخی پژوهشگران این همزمانی را با پیوند میان دندهٔ آدم و نام حوا، که در پیدایش با مفهوم زندگی مرتبط شده است، مقایسه کردهاند.[۱۲][۱۳] عبارت «یک تن شدن» در تفاسیر مختلف با ازدواج و پیوند جنسی مرتبط دانسته شده است. در خود روایت، پس از آفرینش زن، مرد و زن به یک «تن» توصیف میشوند و این عبارت پیوند میان زن و مرد را بیان میکند. برخی مفسران آن را به رابطهٔ جنسی و پیوند خانوادگی مربوط دانستهاند.[۷]

در ادامهٔ روایت، مار به عنوان یکی از جانوران صحرایی معرفی میشود و از دیگر جانورانی که یهوه الوهیم ساخته است، زیرکتر توصیف میشود. مار از زن میپرسد که آیا خدا واقعاً خوردن از میوهٔ درختان باغ را ممنوع کرده است. زن پاسخ میدهد که از میوهٔ درختان باغ میتوانند بخورند، جز درختی که در میان باغ قرار دارد؛ زیرا خدا دربارهٔ آن گفته است که نباید از آن بخورند یا آن را لمس کنند، مبادا بمیرند. مار در پاسخ میگوید که آنان نخواهند مرد، بلکه با خوردن از آن درخت چشمانشان گشوده خواهد شد و مانند الوهیم، نیک و بد را خواهند شناخت.[۷] زن پس از دیدن میوهٔ درخت، از آن خورد و به مرد نیز داد و او هم خورد. پس از آن، چشمان هر دو گشوده شد و دریافتند که برهنهاند؛ بنابراین برگهای انجیر را به هم دوختند و برای خود پوشش ساختند. در این روایت، خوردن میوه مستقیماً با آگاهی آنان از برهنگی و تغییر وضعیت شناختیشان پیوند داده میشود.[۷]
هنگامی که آدم و زن صدای یهوه الوهیم را در باغ شنیدند، خود را در میان درختان پنهان کردند. یهوه الوهیم آدم را صدا زد و از او پرسید کجاست. آدم پاسخ داد که به دلیل برهنه بودن خود ترسیده و پنهان شده است. یهوه الوهیم از او پرسید چه کسی برهنگیاش را به او نشان داده و آیا از درختی که خوردن از آن را ممنوع کرده بود، خورده است. آدم در پاسخ، زن را مسئول دانست و گفت زنی که یهوه الوهیم در کنار او قرار داده، میوه را به او داده است. هنگامی که یهوه الوهیم از زن دربارهٔ کارش پرسید، او نیز مار را مسئول دانست و گفت مار او را فریب داده است.[۷] سپس یهوه برای مار، زن و مرد پیامدهایی تعیین میکند. مار به دلیل کاری که انجام داده، نفرین میشود و از آن پس بر شکم خود راه میرود و میان او و زن و میان نسل او و نسل زن دشمنی برقرار میشود. دربارهٔ زن گفته میشود که درد و رنج بارداری او افزایش خواهد یافت و میل او به شوهرش خواهد بود و شوهر بر او فرمان خواهد راند. دربارهٔ مرد نیز گفته میشود که زمین به سبب او نفرین شده و او باید با رنج و زحمت از آن محصول به دست آورد.[۷] پس از آن، یهوه الوهیم نگران است که انسان از درخت زندگی نیز بخورد و جاودانه شود. بنابراین آدم و زن از باغ عدن بیرون رانده میشوند تا زمین را که از آن گرفته شدهاند، کشت کنند. سپس کروبیان و شمشیری آتشین در شرق باغ قرار داده میشوند تا راه درخت زندگی را پاسداری کنند.[۷]
پس از خروج
[ویرایش | اشتراکگذاری]
آدم زن خود را «حوا» نامید؛ زیرا، بنا بر توضیح راوی، او «مادر همهٔ زندگان» است. این توضیح میان نام حوا و مفهوم زندگی ارتباطی واژگانی برقرار میکند.[۱] پس از خروج از باغ، آدم با حوا همبستر شد و حوا باردار شد و قائن را به دنیا آورد. سپس هابیل، برادر قائن، متولد شد. قائن کشاورز و هابیل چوپان شد. هنگامی که هر دو برای یهوه قربانی آوردند، یهوه قربانی هابیل را پذیرفت، اما به قربانی قائن نظر نکرد. قائن از این موضوع خشمگین شد و سرانجام هابیل را کشت.[۱۴] داستان قائن و هابیل با برخی روایتهای میانرودانی دربارهٔ تقابل یا رقابت میان کشاورز و چوپان مقایسه شده است. یکی از نمونههای مهم، روایت سومری «اینانا کشاورز را ترجیح میدهد» است که در آن کشاورزی به نام انکیمدو و چوپانی به نام دوموزی بر سر ازدواج با اینانا رقابت میکنند. پس از مرگ هابیل، حوا پسری دیگر به نام شیث به دنیا آورد. در ادامهٔ روایت پیدایش، از آمیزش «پسران الوهیم» با «دختران آدمیان» سخن گفته میشود و فرزندان آنان «نفیلیم» نامیده میشوند. کتاب پیدایش روایت مشخصی دربارهٔ سرنوشت نهایی آدم و حوا ارائه نمیکند.[۱۵][۱۴]
دیدگاه تاریخی
[ویرایش | اشتراکگذاری]در حالی که دیدگاه سنتی بر این بود که کتاب پیدایش بهدست موسی نوشته شده و آن را روایتی تاریخی و در عین حال استعاری میدانستند، پژوهش تاریخی-انتقادی جدید تورات را حاصل فرایندی پیچیده از شکلگیری، تدوین و بازنگری سنتهای گوناگون میداند و دربارهٔ چگونگی این فرایند میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد. در مورد پیدایش ۱ تا ۱۱ نیز پژوهشگران وجود لایهها و سنتهای ادبی متفاوت را بررسی کردهاند. یکی از مدلهای تأثیرگذار، وجود سنتهای کاهنی و غیرکاهنی و ترکیب آنها در فرایند شکلگیری متن نهایی است.[۱۶][۱۷]
روایت آفرینش و باغ عدن در پیدایش ۱ تا ۳ همچنین در چارچوب ادبیات و فرهنگ خاور نزدیک باستان بررسی شده است. پژوهشگران میان این روایت و برخی سنتهای میانرودانی، از جمله حماسه گیلگمش، شباهتهای مضمونی و روایی یافتهاند.[۱۸][۱۱] یکی از مقایسههای مورد توجه، میان روایت اِنکیدو و شَمحات در حماسهٔ گیلگمش و روایت آدم و حوا در پیدایش ۲ تا ۳ است. اِنکیدو در آغاز موجودی وحشی است که در میان جانوران زندگی میکند. شَمحات با او رابطه برقرار میکند و پس از آن، اِنکیدو از زندگی پیشین خود در طبیعت فاصله میگیرد و وارد جهان انسانی میشود. او نان و شراب میخورد، لباس میپوشد و در نهایت به اوروک میرود. از این جهت، برخی پژوهشگران میان نقش شَمحات در انتقال اِنکیدو از وضعیت وحشی به زندگی انسانی و نقش زن در روایت عدن مقایسههایی انجام دادهاند. [۱۹][۲۰][۱۱] بااینحال، این دو روایت تفاوتهای مهمی نیز دارند. در روایت گیلگمش، شَمحات لزوماً شخصیتی «وسوسهکننده» به معنای روایت پیدایش نیست؛ بلکه رابطهٔ او با اِنکیدو بخشی از فرایند متمدنشدن و ورود او به جامعهٔ انسانی است. پس از این دگرگونی، اِنکیدو دیگر توانایی پیشین خود در همزیستی با جانوران را ندارد و زندگی او در شهر اوروک آغاز میشود.[۱۹][۱۱] در ادامهٔ حماسهٔ گیلگمش نیز عنصری وجود دارد که گاه در مقایسه با روایت عدن مورد توجه قرار گرفته است: ماری گیاه جوانکننده یا احیاکننده را از گیلگمش میرباید. این شباهت، همراه با مضامین مربوط به انسان، طبیعت، مرگ و دستیابی به زندگی طولانی، زمینهٔ مقایسهٔ دو روایت را فراهم کرده است.[۲۱][۱۱] همچنین در حماسهٔ گیلگمش، اِنکیدو پس از آگاهی از سرنوشت خود، شَمحات را برای نقشی که در تغییر زندگی او داشته سرزنش میکند؛ اما شَمَش به او یادآوری میکند که شَمحات برای او غذا، نوشیدنی، لباس و همراهی فراهم کرده است. اِنکیدو پس از این سخنان از نفرین خود بازمیگردد و برای شَمحات برکت میطلبد. این بخش از روایت، از نظر برخی پژوهشگران، در مقایسهٔ ادبی با روایت عدن اهمیت دارد، اما واکنش اِنکیدو را نمیتوان دقیقاً معادل «توبه» یا پشیمانی آدم دانست.[۲۲][۱۱]
مقایسهٔ دیگری که در پژوهش دربارهٔ پیشینهٔ روایت حوا مطرح شده است، به اسطورهٔ سومری اِنکی و نینهورساگ مربوط میشود. در این روایت، اِنکی پس از خوردن گیاهانی که نینهورساگ آنها را نفرین کرده است، به بیماریهای گوناگون دچار میشود. نینهورساگ برای درمان او چند ایزد میآفریند که یکی از آنها «نینتی» است و برای درمان دندهٔ اِنکی به وجود میآید. در زبان سومری، واژهٔ تی هم با «دنده» ارتباط دارد و هم با مفهوم «زندگیبخشیدن»؛ ازاینرو نام «نینتی» میتواند هم به صورت «بانوی دنده» و هم «بانوی زندگی» فهمیده شود.[۲۳][۱۲] گردا لرنر با توجه به این همزمانی میان «دنده» و «زندگی» پیشنهاد کرده است که میان این اسطورهٔ سومری و روایت آفرینش حوا در پیدایش ارتباطی وجود داشته باشد. در پیدایش، زن از دندهٔ مرد ساخته میشود و نام حوا نیز در متن با مفهوم «زندگی» پیوند داده میشود. از نظر لرنر، این شباهت میتواند نشاندهندهٔ انتقال یا بازپردازی یک مضمون ادبی کهن باشد.[۱۲]
دیدگاه علمی
[ویرایش | اشتراکگذاری]داستان آدم و حوا با علم در تضاد است و روایت ادیان ابراهیمی از نحوهٔ به وجود آمدن انسانها تفاوت زیادی با یافتههای دانشمندان دارد. نسل بشر به یک زن و شوهر واحد نمیرسد؛ در واقع کشفیات علمی نشان داده که جمعیت آغازین انسانها بیش از هزاران نفر بوده است. نتایج تحقیقات پروژه ژنوم انسان تردیدی علمی باقی نگذاشته که انسانها و نخستیسانان دارای نیاکان مشترکی هستند و انسانهای کنونی از دیگر انسانیان تکامل یافتهاند. به علاوه، دیرینگی حیات بر روی زمین میلیاردها سال است اما این داستان آن را حدود شش هزار سال دانسته است.[۲۴][۲۵][۲۶]
در علم ژنتیک نزدیکترین نیای مشترک مادری اصطلاحاً «حوای میتوکندریایی» نام داده شده که البته هیچ ارتباطی با حوای ادیان ابراهیمی ندارد؛ این فرد که نسل تمام انسانهای فعلی از طریق مادر به او میرسد، حدود ۱۵۰٬۰۰۰ سال پیش زندگی کرده است. نزدیکترین نیای مشترک پدری انسانها هم «آدم کروموزوم Y» لقب گرفته و حدوداً ۲۰۰٬۰۰۰ تا ۳۰۰٬۰۰۰ سال قبل زیسته است. اینها در یک بازه زمانی نزیستهاند، هرگز با هم ملاقات نکردهاند و تنها انسانهای زمان خودشان نبودهاند. نسل سایر انسانهای معاصر اینان هم میتواند در حال حاضر میان انسانهای فعلی وجود داشته باشد. همچنین، حوای میتوکندریایی و آدم کروموزوم Y افراد ثابتی نیستند و همین افراد هم «حوای میتوکندریایی» و «آدم کروموزوم Y» خودشان را داشتهاند.[۲۷][۲۸][۲۹][۳۰]
فرگشت مسبب برانگیختهشدن واکنشهای تند و تیزی از سوی آنان که تصور میکردند گونهها طی شش روز آفرینش به وجود آمدهاند و از آغاز به همین شکل بودند و خواهند بود، شده است. مخالفان اصلی این نظریه، دیندارانی هستند که فکر میکنند داستان پیدایش تاریخی است.[۳۱] این مسئله به خصوص بین مسیحیان انجیلی در آمریکا داغ است و استفاده از داستان آدم و حوا برای رد ادیان توسط «خداناباوران نو» نظیر ریچارد داوکینز بر آتش بحثها افزوده است. بهطور کلی، این سؤال برای باورمندان پیش آمده که اگر آدم و حوا انسانهای واقعی نبودهاند، پس آیا کتاب مقدس صحیح است؟ یکی از جوابهایی که گروهی از مسیحیان برای این پرسش مطرح کردهاند این است باید داستان آدم و حوا به صورت استعاری خوانده شود و از واقعی دانستن آن اجتناب شود.[۳۲][۳۳]
دیدگاه ادیان
[ویرایش | اشتراکگذاری]حوا | |
|---|---|
| ماتریارک به معنای مادر | |
| زادهٔ | باغ عدن |
| تکریمشده در | |
| بزرگداشت | ۲۴ دسامبر |
یهودیت
[ویرایش | اشتراکگذاری]بر اساس تفسیر ربانی پیدایش، آدم و حوا در زمان خلقت بیست ساله بودند.[۳۴] در ادبیات ربانیآمده که آدم به عنوان یک نرماده خلق شد. آفرینش در روز اول تیشری و آغاز سال نو روی داد و همان روز هم از باغ عدن به زمین فرستاده شد. در ساعت اول روز گل او را آوردند و در چهارمین ساعت در او حیات دمیده شد. در ششمین ساعت همه نامها را به او آموختند. در هفتمین ساعت حوا آفریده شد. در نهمین ساعت خوردن از میوه درخت معرفت منع شدند و در دهمین ساعت گناه کردند. در یازدهمین ساعت محاکمه و در دوازدهمین ساعت بیرون شدند.[۳۵] در زمین، آنان پیش از تولد شیث مدتی از یکدیگر دور بودند و آدم در همین زمان صاحب فرزندان دیگری شد که همان شیاطین بودند. در روایتی لیلیث، یکی از شیاطین، اولین همسر آدم قبل از آفرینش حوا دانسته شده است.[۳۶] لیلیث، «حوّای اوّل» نیز نامیده شده است.[۳۷][۳۸]
مسیحیت
[ویرایش | اشتراکگذاری]برخی از کلیساهای مسیحی، مثل کلیسای کاتولیک، آدم و حوا را قدیس محسوب میکنند. مریم، مادر عیسی، «حوای جدید» نامیده میشود. در عهد جدید، پولس در ۱۱:۳ نامه دوم به قرنتیان میگوید «میترسم همانطور که مار حوا را فریفت، تفکرات شما نیز از مسیح دور شود.» همو در ۱۱:۱۴ نوشته که شیطان خود را چون فرشته نور مینمایاند. به نظر میرسد پولس اینجا داستانی یهودی که در آن شیطان در لباس فرشته حوا را به لحاظ جنسی تحریک میکند را در پس ذهن خود داشته است.[۳۹] پولس همچنین در نامه اول به تیموتاوس میگوید «زن تابع مرد است و هیچ زنی نمیتواند بر مردی سلطه داشته باشد زیرا اول آدم خلق شد و بعد حوا؛ آدم گمراه نشد، بلکه زن بود که فریفته شد و از حد تعیینشده تجاوز کرد. به همین دلیل زن نباید به مردان تدریس کند.»[۴۰]
بهطور کلی در نوشتههای باستانی مسیحی، در مقایسه با دیگر شخصیتهای عهد عتیق چون موسی، توجه زیادی به آدم و حوا نشده است. حتی زمانیهم که به آنان به عنوان اولین گناهکاران و شخصیتهایی شبیه به عیسی و مریم پرداخته شده، توجه اصلی معطوف به آدم است و حوا حضور بسیار کمرنگتری دارد. در تنخ، برخلاف مسیحیت، آدم و حوا نخستین گناهکاران نیستند و قائن با کشتن هابیل اولین گناه را انجام میدهد. پولس در مقایسهٔ آدم–مسیح است که سنگبنای چنین مفهومی در مسیحیت را گذاشته و ادراک مسیحیان اولیه از آدم و حوا نیز ریشه در نوشتههای او دارد. در ادبیات مسیحی از خلق حوا از دندهٔ آدم برای توضیح تولد عیسی از زنی باکره نیز استفاده شده است.[۴۱]
حتی در نوشتههای اولیه مسیحی نیز بحثهایی دربارهٔ موجودیت تاریخی آدم و حوا دیده میشود. ژوستین شهید و تئوفیلوس انطاکی در نوشتههای خود تلاش کردهاند نشان دهند داستان آدم و حوا از قصههای مشابه بتپرستانِ قدیمیتر و در نتیجه صحیح است. یوسیبوس قیصری، به عنوان یک تاریخدان، عمر بشریت را از زمان حضور در باغ عدن محاسبه کرده است. آگوستین از قرائت استعاری داستان آگاه بوده اما اعتقاد نداشته که قرائت استعاری به معنای ردِ واقعیبودن داستان است. قرائت استعاری برای اوریجن که بیشتر داستانهای عهد عتیق را استعاری میدانست، از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و او تردیدهایی دربارهٔ خدایی که «مثل باغبان» درخت کاشته، داشته است. با این حال، اوریجن صحت داستان بهطور کامل را رد نمیکرد.[۴۲]
اسلام
[ویرایش | اشتراکگذاری]نام حوا در قرآن ذکر نشده است؛ در داستان قرآنی آفرینش انسان تنها به «همسر» آدم که در ماجرای خوردن میوه ممنوع و راندهشدن از بهشت دخیل بود، پرداخته شده است. مطابق قرآن، آدم و همسرش هردو توسط شیطان وسوسه شدند و از میوهای که از جانب الله ممنوع شده بود، خوردند. در اشعار باقی مانده از عربستان پیش از اسلام ۳ بار به حوا اشاره شده؛ یک بار از امیة بن ابیالصلت، رقیب و معاصر محمد و ۲ شعر از عدی بن زید عبادی، مسیحی معاصر پیامبر اسلام. تمام نویسندگان مسلمانی که در ادبیات اسلامی پسا قرآنی به همسر آدم اشاره کردهاند، او را حوا نامیدهاند. بیشتر افسانههایی که مسلمین دربارهٔ او نقل کردهاند، ریشه در منابع ربانی یهودی و کتاب سریانی غار گنجینهها دارد.[۴۳][۴۴]
به گفتهٔ نویسندگان مسلمان، حوا از دندهٔ چپ آدم خلق شد. آدم در این زمان به خواب عمیقی فرورفته بود تا درد را احساس نکند، زیرا در غیر این صورت هیچ مردی عاشق همسرش نمیشد. نام حوا را آدم بر روی او گذاشت زیرا وی از موجودی زنده درست شده بود. این مطالب میگویند آدم با استفاده از گِل خلق شد، در نتیجه مردان با گذر عمر جذابتر میشوند، اما حوا را با استفاده از استخوان آفریدند، پس پیری باعث کاهش زیبایی زنان میشود. خدا و فرشتگان در ازدواج آدم و حوا حاضر بودند. بر اساس یک روایت، آدم بعد از اینکه توسط حوا مست شد، میوه ممنوع را خورد.[۴۵]
به گفتهٔ نویسندگان مسلمان، ۱۰ مجازات از جمله حاملگی و درد زایمان میراثی است که حوا برای زنان باقی گذاشته است. این نویسندگان همچنین اضافه میکنند همه زنان مؤمنی که خود را وقف شوهرشان کنند، به بهشت خواهند رفت و اگر زنی در زمان زایمان بمیرد، شهید است و در جهان آخرت به شوهرش خواهد پیوست. داستانی به این مسئله پرداخته چگونه وقتی آدم و حوا پی بردند که لخت هستند، برای خودشان لباس دوختند. دربارهٔ آغاز زندگی آنها در زمین هم افسانههای مختلفی توسط مسلمانان روایت شده؛ در یک داستان، وقتی از بهشت رانده شدند، مدت زیادی از هم جدا بودند. داستانی دیگر میگوید اولین کاری که بعد از اخراج کردند، زیارت کعبه بود؛ حوا اولین عادت ماهانهاش را آنجا تجربه کرد و آدم پای خود را بر زمین کوبید و چاه زمزم به وجود آمد تا حوا بتواند غسل کند.[۴۶]
بهائیت
[ویرایش | اشتراکگذاری]در بهائیت نیز داستان آدم و حوا نمادین و استعاری محسوب میشود. عبدالبهاء در مفاوضات خوانش تحتاللفظی داستان را صحیح ندانسته و از این میگوید که این قصه حاوی «اسرار الهی» است.[۴۷] به گفته او، آدم نشانه «روح آسمانی»، حوا نشانه «روح انسان»، درخت معرفت نشانه «جهان بشری» و مار نشانه «دنیادوستی» است.[۴۸][۴۹] نتیجتاً، هبوط آدم نماد نحوه آگاهی یافتن انسان از نیک و بد است.[۵۰] در بیانی دیگر، آدم و حوا نشانه اراده و حکمت خدا و دو مرحله آغازین از هفت مرحله آفرینش الهی هستند.[۵۱]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]یادداشتها
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 Alter 2004, p. 22.
- ↑ Cassuto 1961, pp. 170–171.
- ↑ Kosior 2018, pp. 112–130.
- ↑ Minov 2010, pp. 34–35.
- ↑ Olyan 1988, pp. 70–71.
- ↑ Carr 2020, pp. 43–54.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Newsom 2021, pp. 116–142.
- ↑ Carr 2020, pp. 43–72.
- ↑ Carr 2020, pp. 250–264.
- ↑ Niesiołowski-Spanò 2007, pp. 106–126.
- 1 2 3 4 5 6 Kynes 2023, pp. 491–513.
- 1 2 3 Lerner 1986, p. 185.
- ↑ Zevit 2001, pp. 210–214.
- 1 2 Carr 2020, pp. 66–82.
- ↑ Kramer 1961, pp. 146–150.
- ↑ Dozeman 2018.
- ↑ Carr 2020, pp. 223–264.
- ↑ Carr 2020, pp. 45–72.
- 1 2 George 2003, pp. 450–451.
- ↑ Westermann 1984, p. 248.
- ↑ George 2003, pp. 468–469.
- ↑ George 2003, pp. 478–479.
- ↑ Kramer 1961, pp. 54–59.
- ↑ Longman, “Foreword”, Adam and the Genome.
- ↑ Feliks, “Evolution”, Encyclopaedia Judaica, 586.
- ↑ Enns, The Evolution of Adam, ix–xx.
- ↑ Takahata, “Allelic genealogy and human evolution”, 2–22.
- ↑ Karmin et al, “A recent bottleneck of Y chromosome diversity”, Genome Research, 459–466.
- ↑ Poznik et al, “Sequencing Y chromosomes”, Science, 562–565.
- ↑ Cruciani et al, “A Revised Root for the Human Y Chromosomal Phylogenetic Tree”, The American Journal of Human Genetics, 814–818.
- ↑ Feliks, “Evolution”, Encyclopaedia Judaica, 586.
- ↑ Enns, The Evolution of Adam, 137.
- ↑ Longman, “Foreword”, Adam and the Genome.
- ↑ Halevy, “Adam”, Encyclopaedia Judaica, 372.
- ↑ Halevy, “Adam”, Encyclopaedia Judaica, 372.
- ↑ Halevy, “Adam”, Encyclopaedia Judaica, 372–373.
- ↑ https://www2.kenyon.edu/Depts/Religion/Projects/Reln91/Power/lilith.htm
- ↑ https://www.learnreligions.com/legend-of-lilith-origins-2076660
- ↑ Attridge and Meeks, “2 Corinthians 11”, The HarperCollins Study Bible.
- ↑ Attridge and Meeks, “1 Timothy 2”, The HarperCollins Study Bible.
- ↑ Bouteneff, The Oxford Handbook of Biblical Interpretation, 525–533.
- ↑ Bouteneff, The Oxford Handbook of Biblical Interpretation, 525–533.
- ↑ Eisenberg and Vajda, “Hawwa”, The Encyclopaedia of Islam, 295.
- ↑ Hirschberg, “Eve”, Encyclopaedia Judaica, 573.
- ↑ Eisenberg and Vajda, “Hawwa”, The Encyclopaedia of Islam, 295.
- ↑ Eisenberg and Vajda, “Hawwa”, The Encyclopaedia of Islam, 295.
- ↑ Sours, The Tablet of the Holy Mariner, 86.
- ↑ McLean, Revisioning the Sacred: New Perspectives on a Baháʼí Theology, 215.
- ↑ Momen, A Basic Baháʼí Dictionary, 8.
- ↑ Smith, “Adam”, A Concise Encyclopedia of the Baháʼí Faith.
- ↑ Saiedi, Gate of the Heart, 204.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Pope, Marvin H.; Halevy, Elimelech Epstein; Wolfe, Adela; Kadosh, David; Heller, Bernard (2006). "َAdam". Encyclopaedia Judaica. Macmillan Reference USA. p. 376–371.
- Feliks, Jehuda (2007). "َEvolution". Encyclopaedia Judaica. Macmillan Reference USA. p. 588–585.
- Wallace, Howard N. (1992). "Adam". The Anchor Bible Dictionary. Yale University Press.
- Bandstra, Barry L. (2008). Reading the Old Testament: An Introduction to the Hebrew Bible. Wadsworth.
- Louth, Andrew (2012). "The Fathers on Genesis". The Book of Genesis: Composition, Reception, and Interpretation. Brill.
- Whybray, R. N. (2010). "Genesis". The Oxford Bible Commentary: The Pentateuch. Oxford University Press. p. 92–53.
- Arnold, B. T. (2008). "Commentary Part Two". Genesis. Cambridge University Press. p. 124–27.
- Attridge, Harold W.; Meeks, Wayne A. (2017). The HarperCollins Study Bible. HarperOne.
- Enns, Peter (2012). The Evolution of Adam: What the Bible Does and Doesn't Say about Human Origins. Brazos Press.
- Longman, Tremper (2017). "Foreword". In Venema, Dennis R.; McKnight, Scot (eds.). Adam and Genome: Reading Scripture after Genetic Science. Brazos Press.
- Eisenberg, J.; Vajda, G. (1997). "Hawwa". The Encyclopaedia of Islam. Brill. p. 295.
- Pedersen, J. (1979). "Adam". The Encyclopaedia of Islam. Brill. p. 176–178.
- Cosgrove, Charles H. (2004). The Meanings We Choose: Hermeneutical Ethics, Indeterminacy and the Conflict of Interpretations. Bloomsbury Publishing.
- Gmirkin, Russell E. (2006). Berossus and Genesis, Manetho and Exodus. Bloomsbury Publishing.
- Collon, Dominique (1995). Ancient Near Eastern Art. University of California Press.
- Sanders, Theresa (2016). "In the Beginning: Adam and Eve in Film". In Burnette-Bletsch, Rhonda (ed.). The Bible in Motion: A Handbook of the Bible and Its Reception in Film. De Gruyter. p. 17–35.
- Takahata, N. (1993). "Allelic genealogy and human evolution". Mol. Biol. Evol. Vol. 10. p. 2–22.
- Karmin, M.; et al. (2015). "A recent bottleneck of Y chromosome diversity coincides with a global change in culture". Genome Research. Vol. 25. p. 459–466.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:رفرنس تکراری پیشفرض (رده) - Poznik, GD; et al. (2013). "Sequencing Y chromosomes resolves discrepancy in time to common ancestor of males versus females". Science. Vol. 341. p. 562–565.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:رفرنس تکراری پیشفرض (رده) - Cruciani, Fulvio; et al. (2011). "A Revised Root for the human Y-chromosomal Phylogenetic Tree: The Origin of Patrilineal Diversity in Africa". The American Journal of Human Genetics. Vol. 88. p. 814–818.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:رفرنس تکراری پیشفرض (رده) - Al-Ra'i, Ali (1993). "Arabic drama since the thirties". In Badawi, M. M. (ed.). The Cambridge History of Arabic Literature: Modern Arabic Literature. Cambridge University Press. p. 404–358.
- Widengren, G. (1983). "Mazdakism". The Cambridge History of Iran (in English). Cambridge University Press. p. 991–965.
- van der Horst, P. W. (1999). Dictionary of Deities and Demons in the Bible. Brill. p. 6–5.
- Sours, Michael (2001). The Tablet of the Holy Mariner: An Illustrated Guide to Baha'u'llah's Mystical Work in the Sufi Tradition. Kalimát Press.
- Momen, Wendy (1989). A Basic Baháʼí Dictionary. Oxford: George Ronald.
- McLean, Jack (1997). Revisioning the Sacred: New Perspectives on a Baháʼí Theology. Vol. 8. George Ronald.
- Smith, Peter (2013). "Adam". A Concise Encyclopedia of the Baháʼí Faith (e-book ed.). London: Oneworld Publications.
- Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart. Waterloo, ON: Wilfrid Laurier University Press.
- Gordon, Cyrus H.; Rendsburg, Gary A. (1997) [1953], The Bible and the Ancient Near East, New York City, New York and London, England: W. W. Norton & Company, ISBN 978-0-393-31689-6